عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
21
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
خلقت انوار ائمه عليهم السلام « ابن عياش » از « سلمان فارسى » نقل مىكند كه خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم رفتم . چون نظر مبارك ايشان به من افتاد ، فرمودند : « يا سلمان ان اللّه لم يبعث رسولا الا جعل له اثنى عشر نقيبا » « اى سلمان ، خداوند هيچ رسولى را مبعوث نكرده است ، مگر آنكه دوازده جانشين برايش قرار داده است . » گفتم : اين مطلب را از كتب آسمانى قبلى ، تورات و انجيل ، نيز دانستهام . فرمودند : « هل علمت نقبائى الاثنى عشر الذين اختارهم اللّه للامامة بعدى » « آيا دوازده جانشين مرا كه خداوند آنان را براى امامت پس از من برگزيده است ، شناختهاى ؟ » گفتم : خدا و رسول او - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - داناترند . فرمودند : « يا سلمان ان اللّه خلقنى من صفاء نوره فدعانى فاطعته و خلق من نورى عليا فدعاه فاطاعه و خلق من نورى و نور على فاطمة فدعاها فاطاعته و خلق منى و من على و فاطمة الحسن و الحسين فدعاهما فاطاعاه فسمانا اللّه بخمسة اسماء من اسمائه فاللّه المحمود و انا محمد و اللّه العلى و هذا على و اللّه فاطر و هذه فاطمة و اللّه الاحسان و هذا حسن و اللّه المحسن و هذا حسين ثم خلق من نور الحسين تسعة ائمة فدعاهم فاطاعوه قبل ان يخلق اللّه سماء مبنية و ارضا مدحية و هواء و ماء و ملكا و بشر افكنا بعلمه نسبحه و نقدسه و نسمع له و نطيع » « 1 »
--> ( 1 ) - از ظاهر عبارت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم « فكنا بعلمه » « ما به علم خدا موجود بوديم » مىتوان چنين استنباط كرد كه تسبيح و تقديس آنان و نيز اطاعتشان از خداى سبحان ، در عالم انوار نبوده است ؛ بلكه پس از قدم گذاشتن در عالم شهود بوده است . البته احاديث فراوانى وجود دارد كه آنان حتى در آن عالم نيز به تسبيح و تمجيد خداى تعالى مشغول بودهاند . در اصول كافى ، باب مولد النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلم آمده است كه « مفضل بن عمر » از حضرت صادق عليه الصلاة و السلام - سؤال كرد : در عالم اظلّه ( سايهها ) [ عالم ارواح ] شما چگونه و به چه كيفيّتى بوديد ؟ امام عليه الصلاة و السلام فرمودند : « كنا عند ربنا و ليس عنده احد غيرنا نسبحه و نهلله و نمجده و ما من ملك مقرب و لاذى روح غيرنا حتى بدا له فى خلق الاشياء فخلق ما شاء كيف شاء من الملائكة و غيرهم ثم انهى علم ذلك الينا » « ما نزد پرودگارمان بوديم و در آن هنگام هيچ كسى جز ما نزد او نبود ، ما وى را تسبيح و تهليل و تمجيد مىكرديم و هيچ فرشته يا صاحب روحى جز ما نبود . تا آن كه خداى تعالى آفريدن اشياء را آغاز فرمود و لذا آن طور كه مىخواست ، آنچه را خواست خلق فرمود و آنگاه علم آن را به ما عطا فرمود . » « مرحوم مجلسى » در جلد اول « مرآة العقول » ، ص 356 ، چنين مىگويد : ائمه عليهم الصلاة و السلام در عالم انوار داراى بدنهاى مثالى ، بدون روح حيوانى بودهاند مراد از « اشباح » كه در روايت آمده است ، همين مىباشد . بنابر گفتهء مرحوم مجلسى ( اعلى اللّه مقامه ) لبيك آنان و اقرارشان به عبوديّت و اطاعت ، و نيز تسبيح و تهليل آنان بر سبيل حقيقت بوده و مجاز در آن راهى نداشته است .